كوچ
امروز كه مثل روزهاي گذشته كه از خواب بيدار شدم
آرزوي روزهاي گذشته را داشتم كه با تو بودم
چشم به راه بودم كه باز مي آيي مثل هر روز
اما جوابم كوچ تو بود . . . .
حال فقط كارم افسوس خوردن است
افسوس . . . . افسوس . . . .
امروز كه مثل روزهاي گذشته كه از خواب بيدار شدم
آرزوي روزهاي گذشته را داشتم كه با تو بودم
چشم به راه بودم كه باز مي آيي مثل هر روز
اما جوابم كوچ تو بود . . . .
حال فقط كارم افسوس خوردن است
افسوس . . . . افسوس . . . .

به ياد كسي كه عشق مرا باور نكرد !
به ياد كسي كه از كودكي تا جواني با هم بزرگ شديم
اما افسوس . . . . .
تقدير سرنوشت طوري ما رو از هم جدا كرد كه اميدي به وصال ندارم. . . . .
(حتي در خواب )
يادمه بچه بوديم توي گذشته هاي دور
اون زمون دلها پر بود از شادي و سرور
روزي كه تو رو ديدم موهاتو بافته بودي
با گل سپيد ياس گلوبند ساخته بودي
بعد از اون روز قشنگ از تو راضي شدم
از صبح تا غروب با تو هم بازي شدم
چه روزاي خوبي بود افسوس كه زود گذشت
تا يه چشم به هم زديم روزها و هفته ها گذشت
يادمه روي درخت دو تا دل حك كرده بوديم
سال بعد از اون خونه ما رفته بوديم
شايد اون دلها خشكيده شده رو ساقه ها
شايد هم بزرگ شدن زير بال شاخه ها
(( با اينكه تنهايم گذاشتي و مقام و قدرت را به من ترجيح دادي اما هر كجاي اين اين سرزمين پهناور هستي در پناه خداوند موفق پيروز و سربلند باشي ))
یه دل شکسته